
روز جمعه صعودی به قله ساوالان داشتیم . صعودی به یاد ماندنی . اگر فرصتی پیش آمد حتما به این کوه زیبا سری بزنید . مسیر حرکتمان اهر-مشگین-لاهرود-آبگرم معدنی شابیل-پناهگاه آت گولی بود.
بعد از رسیدن به پناهگاه دوستانم راه قله را در پیش گرفتند و من هم به دنبال دیدن قوچ و میش و کل وبز به راه افتادم .
بعد از گذشتن از صخره های حرملر به دره ای رسیدم که صدایی نی مانند از آن می آمد با خود گفتم که حتما پرنده ی کوچکی است که آواز می خواند بعد از طی مسافتی با منظره ای مواجه شدم که هیچ وقت آنرا از یاد نخواهم برد چرا که پرنده ای دیدم که سخت به چشم می خورد و ان پرنده کبک دری بود .
پروازی دلنشین که با صدای سوت مانندی همراه می شود . متاسفانه هرچه با دوربین نگاه کردم اثری از قوچ و میش ندیدم . پس از گذشتن از صخره های حرملر به دره ای رسیدم که ردپای کل و بز باقی مانده بود. کمی که جلو رفتم دو کبک دری دیگر نیز به پرواز در آمدند . ساوالان کوهی است که قابلیت های زیادی برای جذب توریسم دارد و کارهای زیر بنایی زیادی مانند ساخت تله کابین و ... برای بهره بردای آماده می شوند.


با اثر ملی طبیعی ساوالان یا همان سبلان آشنا شویم:

قله سبلان با ارتفاع بيشينه 4811 متر از سطح درياهاي آزاد ، بلندترين نقطه آذربايجان و دومين قله مرتفع كشور مي باشد.
از ويژگيهاي طبيعي اين اثر مي توان به موارد زير اشاره نمود :
سنگ مقدس محراب يا محراب داشي يخچالها و برف چالهايي با قدمت معادل عمر كوهستان ، ارتفاعات و قلل ديگر شامل هرم داغ يا سبلان كوچك با ارتفاع 4587 متر ، كسري يا آقام داغ با ارتفاع 4577 متر و جنوار داغي ( قبله داغي ) با ارتفاع 3950 متر . از دره هاي معروف سبلان هم ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود :
صندوق لو دره سي دميرچي دره سي
دره لنج آباد ( گنزري دره سي ) راز ليق دره سي
دره اسب مرز (اسنز دره سي ) دره دوجاق
شيروان رده دليجه دره سي
دره آلوارس يا قزل گول لر دره اسماعيل كندي
دره ساچلو دره اسبقران (اسبقران ادره سي )
دره كر كري (مجنده ) دره موئيل
دره كليان

منطقه سبلان داراي چشم اندازهاي بسيار با ارزشي است ، از جمله مي توان آبشار گور گور ، سردابه و آبشار شاه بلاغي را نام برد . يكي از پتانسيل هاي زيستي و طبيعي منطقه سبلان كه به نوبه خود منحصر به فرد است شيروان دره نام دارد . اين دره معروف ترين و مشهور ترين دره سبلان است كه از آبگرم شابيل واقع در شمال سبلان سلطان شروع مي شود و تا جنوبي ترين نقطه آن يعني آت گولي امتداد دارد . همچنين تالاب هاي آت گولي و قره گل نه تنها اكوسيستم خاصي را در كوهستان ايجاد نموده بلكه در فصل مهاجرت پذيراي ده ها نوع پرنده از جمله آنقوت واردك سر سبز مي باشد.
آتشفشان سبلان:
آتشفشان سبلان ار نوع آتشفشان نقطه اي و مخروط مختلف است كه از نظر ساختمان و حجم شبيه آتشفشانهاي قاره اي است ولي از نظر تركيب شيميايي شباهتي با انواع حاشيه قاره اي ندارد . ارتفاع آتشفشان سبلان از سطح دريا 4800 متر و گدازه هاي آن مساحتي معدل 1200 كيلو متر مربع را در بر مي گيرد جاذبه هاي توريستي منطقه سبلان به دو گروه عمده جاذبه هاي طبيعي و جاذبه هاي تاريخي تقسيم مي شوند.
ارتفاعات متعدد و در جوار آن آبهاي معدني موجود، وجود درياچه هاي بزرگ و كوچك ، دشت و جلگه هاي وسيع پيرامون شرايط آب و هواي مساعد و مناسب ، همگي از استعداد ها و قابليت هاي بالقوه طبيعي، فراغتي و استراحتي به شمار مي آيند.
گياهان منطقه سبلان:
فصل بهار آغاز رويش مرتعي بوده كه با ذوب شدن تدريجي برف هاي زمستاني شروع مس شود و در اين مرحله ، مراتع را ژئوفيتهاي گلدار مي پوشاند . گونه هاي تشكيل دهنده سينوزي ارديبهشت ماه مراتع سبلان ، هفت گونه اصلي دارد كه پنج گونه از آنها به تيره لاله و يك گونه به تيره آلاله و گونه ديگر به تيره زنبق تعلق دارد.

گونه هاي گياهي : معدفي تنوع گونه اي گياهان منطقه سبلان به ترتيب اهميت و تيره گياهي : تيره سير (Aliacea ) تيره تاج خروس (Amaranthacea )تره زرشك(Berber idacea) تيره گاوزبان(Boraginaceae )تيره گل استكاني ( companulaceae ) تيره اقطي(chenopodiaceaec) تيره ميخك (caryophllaceae) تيره اسفناجيان(Henopdiaceae) تيره سيستاسه ( cistaceae) تيره مركبان (compositae) تيره شب بو تيره جگن ها (cyperaceaea) تيره ريش بز(Ephdraceae) تيره شاه تره (Fumariaceae) تيره شمعداني (Geraniaceae) تيره گندميان( poaceae يا Gramineae ) تيره لاله (Liliaceae )، تيره پنيرك(Malvaveae ) تيره گل مغربي (onagraceae ) تيره كوكنياريان (papavaraceae ) ، تيره پروانه واران (papilionaceae) تيره بارهنگ (Plantginaceae ) تيره پيومباژيناسه ( Piu pilmbaginaceae ) تيره ترشك(Potamagetonaceae ) تيره گوشاب(Potnmagetonaee) تيره آلاله (Rananclaeeae )، اسپركها (Resedaceae ) تيره گل سرخ(Rosaceae) تيره روناس( Rubiaceae) تيره گل ميمون (Scorphulariaceae)تيره بادنجانيان( Solanaceae) ، تيره چتر يان umbrelliferaae)) تيره گزنه (Urticaceae) تيره سنبل الطيب ( valerianaceae) تيره قيج ها (Zygophyllaceae) .
بطور كلي در منطقه سبلان 39 تيره و 256 گونه گياهي شناسايي شده و جگن ها از تنوع زياد برخوردار دار بوده كه تعداد گونه هاي آن شناسايي نشده است. از اين تعداد 24 تيره در ارتفاع كمتر از 3000 متري و 9 تيره بين 3500 -3000 متري و 6 تيره تا ارتفاع 3900 متري داخل محدوده آثار طبيعي ملي سبلان گسترش دارند نظير : تيره استكاني و مركبان .
حيات وحش :
گونه هاي مهم حيات وحش اين منطقه عبادتند از :
خرس قهوه اي (Ursus arctos) ، قوچ ومیش، كل و بز(پازن ) (capra aegagrus) ، خارپشت اروپايي (Erinaceus europaeus) ،انواع سمور(Mustelidea) ، تشي( hysterix indica) رودك (Meles meles) ، سياه گوش(Lynx lynx) گرگ ( canis aureus) روباه معمولي (vulpes vulpes) ، راسو(Mustela nivalis ) گراز وحشي (Sus scrofa )، شغال (canis aureus) خرگوش (Lepus capensis). و از مهمترين پرندگان بومي منطقه نيز مي توان به : عقاب طلايي (Aquila chrysaetos) سارگپه (Buteo buteo)، طرلان (Accipiter gentillis) ،پيغو(Accipiter bervipes) قرقي (Accipiter nisus) بحري (Falco pelegrinoides) ، ليل (Falco subbuteo) ، دليجه (Falco tinnunculus) ، دليجه كوچك (Falco naumanni) دم جنبانك انواع سهره ، جغد كوچك (Athene noctua) ، سبز قبا ( coracias garrulous) زنبود خوار (Merops opioster) ، هد هد ( Upupa epops ) ، انواع چكاوك (Alaudidae) پرستو (Apus apus) بلدرچين (coturnix coturnix)، كبك دري (Tetraogallus caspicus) كبوتر چاهي ( Culomba livia ) ، باد خورك و انواع كلاغ ( Corvidae) اشاره كرد.
خزندگان منطقه: سوسمار ( Agamidaespo) گرزه مار (افعي) (Vipera lebetina) مار آتشي ( Coluber sehmidti ) ، مار چليپر ( Natrix tesstellate ) لاك پشت مهميزدار (Testudo graeca) مار زنگي (Coluber rarergieri).
طبق مصوبه شمار 223 مورخه 21/3/1381 شواايعالي حفاظت محيط زيست قله سبلان (سلطان ساولان ) از حدوده ارتفاعي 3600 متر از سطح دريا هاي آزاد و به وسعت 6879 هكتار بعنوان اثر طبيعي ملي معرفي گرديده است
امروز به همراه دوستان به سد ستارخان اهر برای ماهیگیری رفتیم اما نتوانستیم حتی یک ماهی صید کنیم .
من هم که در کار ماهیگیری ناشی و تازه کار هستم بساط ماهیگیری را جمع کردم و به تنهایی شروع به گردش اطراف سد کردم. بعد از گذشتن از یک تپه به برکه ای برخوردم که در اثر پیشروی آب سد مقداری آب در آنجا باقی مانده بود که شبیه یک برکه بود . همچنان قدم می زدم تا اینکه تقریبا به دویست متری برکه رسیدم . کنار برکه چمنزار بود . هنگامی که نزدیک شدم متوجه چهار مرغابی شدم که از کنار برکه پرواز کردند . باز هم حس شکارچیگری ام گل کرد و با خود گفتم که حتما در آنجا مرغابی های دیگری نیز وجود دارد داشتم دوربین را آماده می کردم که ناگهان دو آنقوت بسیار زیبا به پرواز در آمدند . اولش فکر کردم اینها هم مرغابی هستند اما وقتی نزدیک شدن و جثه ی بزرگ آنها را دیدم متوجه شدم که آنقوت هستند . متاسفانه نتونستم هیچ عکسی از آنها بگیرم . اما این برایم تعجب بر انگیز است که آنقوت این موقع دیده میشود چون ما آنقوت را فقط در زمستان مشاهده می کردیم.
و اما آنقوت چه نوع پرنده ایست ؟

آنقوت (Ruddy Shelduck) با نام علمي Tadorna Ferruginae، عضو خانواده مرغابيان Anatidae (خانوادهاي كه شامل اردكها، غازها و قوها نيز ميشود) و زير خانواده اردكهاي غازنما (Shelduck) يا Tadorninae ميباشد.
اردكهاي غازنما داراي شكل ظاهري شبيه غاز بوده و نسبت به اردك، جثهاي كمي بزرگتر و سر و گردني درازتر دارند.
در تبت و مغولستان، بوداييها آنقوت را مقدس ميشمارند. در افسانههاي اسلاو نيز آنقوت حيوان مقدسي است.

مشخصات
پرندهاي است به طول 58 الي 70 سانتيمتر كه عرض بالهاي آن در حالت باز، بين 110 تا 135 سانتيمتر ميباشد. آنقوت هم اندازه تنجه بوده و در واقع، اردكي شبيه غاز است. منقار نسبتاً كوچك و سياه رنگي دارد. بال و پر به رنگ قهوهاي مايل به نارنجي يك دست و سر و گردن كم رنگتر ميباشد. روي تنه و زير تنه به رنگ نارنجي بلوطي و سر از نخودي روشن تا مايل به سفيد متغير است. پرهاي پروازي بال سياه رنگ ميباشد. روي بال به رنگ سبز براق و رنگين كماني و پيش بال و زير آن كاملاً سفيد است. پاها، دمگاه و دم سياه رنگ ميباشد. از دور، هر دو جنس شبيه به هم ديده ميشوند در حالي كه از نزديك، دو جنس متفاوت از هم هستند. در طول فصل جفتگيري (تابستان)، سر و گردن پرنده نر بالغ كرم رنگ با طوقي باريك و سياه در پايين گردن است ولي پرنده ماده و نابالغ فاقد اين طوق ميباشد. سر پرنده ماده كم رنگتر و تقريباً سفيد بوده و در گونهها و پيشاني، بخشهاي سفيد رنگ دارد.
در هنگام پرريزي، ظاهر آنقوت تغييرات بسياري مييابد هر چند كه روند پرريزي تدريجي و نامحسوس است. در خارج از فصل جفتگيري، طوق گردني سياه رنگ در پرنده نر كم رنگتر شده يا كاملاً محو ميشود به عبارت ديگر پرهاي گردن جنس نر سالي دو بار عوض ميشود.
جوجهها بعد از تولد و در دورهاي كه هنوز پوشيده از كرك هستند داراي رو تنه قهوهاي تيره و زير تنه سفيد رنگ ميباشد. صورت اغلب سفيد و پاها و منقار خاكستري رنگ است. پرندگان نابالغ شبيه بالغين هستند ولي رنگ پر و بال آنها كم رنگتر بوده و علائم خاكستري رنگ، روي بالها دارند. پرواز آنقوت بيشتر شبيه غاز است تا اردك. پرواز آن، مانند اردكهاي سر سبز، سريع و مستقيم با بال زدنهاي آهسته ميباشد. در اين حالت، آنقوت را ميتوان از روي قوس گردن و افتادگي شانه، از اردكهاي سر سبز تشخيص داد. در پرواز، پوشپرهاي سفيد بال كاملاً مشخص است.
آنقوتها صداهاي بلند و خشن شبيه غاز توليد ميكنند. آنها هنگامي كه به طور گروهي روي آب شنا ميكنند يا در هوا پرواز مينمايند، صداهاي شيپور مانندي شبيه «انگ- انگ» ( ang-ang ) در ميآورند.
زيستگاه و پراكندگي
آنقوت در مقايسه با تنجه، وابستگي كمتري به آب نشان ميدهد. زمستانها را در سواحل ماسهاي، درياچهها، كنار رودخانهها، كشتزارها و حتي استپهاي خشك ميگذراند. به طور كلي، آنقوت ساكن زمينهاي باز است.
گرچه جمعيتهاي بسيار كوچكي از آنقوت در شمال غربي آفريقا و اتيوپي وجود دارد ولي بيشتر اين پرنده در مناطق مركزي و جنوبي اوراسيا، از جنوب شرقي اروپا تا آسياي مركزي و جنوب شرقي چين و در زمستان تا هندوستان و اندونزي پراكنده است. در جنوب شرقي اروپا و جنوب اسپانيا بسيار كمياب ميباشد در محدوده آسيا به وفور يافت ميشود ولي آنقوتها عمدتاً مهاجر بوده و زمستان را در جنوب آسيا ميگذراند.
آنقوتها را ميتوان در كشورهايي چون الجزاير، مصر و اتيوپي، فرانسه، آلمان، بلغارستان، بلژيك، بلاروس، كره، ژاپن، چين و هند يافت. اين پرنده در ايران و كشورهاي حاشيه آن نظير تركيه، ارمنستان، آذربايجان، تركمنستان و قزاقستان، افغانستان، پاكستان، عمان، امارات متحده عربي، عربستان، كويت و عراق نيز وجود دارد.
در ايران، آنقوتها در اغلب مناطق شمال، غرب و جنوب ايران ديده ميشوند. به طور كلي محدوده پراكندگي اين گونه در جهان بسيار گسترده است به طوري كه بر اساس تخمينهاي به عمل آمده، بين 1 تا 10 ميليون كيلومتر مربع را شامل ميشود. جمعيت جهاني آنقوت را 170 تا 220 هزار قطعه تخمين ميزنند.
تغذيه و رفتار
آنقوتها همه چيزخوار بوده از علفها، دانهها، حشرات، نرمتنان و ماهيان تغذيه ميكنند. در مقايسه با اكثر اردكها بيشتر خشكيزي بوده و بيشتر وقتشان را در خشكي و دور از آب صرف ميكنند. آنها در علفزارهاي خشك علفها را ميچينند و حشرات را پيدا كرده و ميخورند و در داخل خاكهاي نرم به جستجوي لارو حشرات ميپردازند. همانند ديگر اردكها، ميتوانند روي آب نيز بچرخد و در هنگام تغذيه در آبهاي كم عمق با سر و ته شدن در داخل آب، به جستجوي حشرات و گياهان آبزي بپردازند.
آنها شناگران ماهري بوده و در هنگام شنا، سر خود را راست گرفته و جلوي بدن را پايين ميدهند.
اگر چه آنقوتها ممكن است در سراسر سال، در برابر ديگر پرندگان، حالت ستيزهجو داشته باشند ولي در زمان توليدمثل، بيشتر طالب قلمرو هستند به طوري كه پرنده نر فعالانه از محدوده خودش دفاع ميكند و ديگر پرندگان آبزي را از آن دور ميكنند. ولي غير از اين زمان، اغلب سال را در همراهي با ديگران و بعضاً در قالب گلههاي چند هزارتايي ميگذرانند. گروههاي خانوادگي (هم والدين و هم فرزندان يك ساله آنها) تمايل دارند در قالب يك واحد در كنار هم بمانند. آنقوتها معمولاً به صورت جفت جفت يا گروههاي كوچك ديده ميشوند و به ندرت گلههاي بزرگي ميسازند. در عين حال در درياچهها يا رودهاي آرام اجتماعات زمستاني بسيار بزرگي ممكن است تشكيل دهند.
در اسارت، آنقوتها خلق و خوي تهاجمي و غيراجتماعي دارند و بهتر است به صورت جفت جفت نگهداري شوند مگر آن كه محدوده خيلي بزرگي براي آنها در نظر گرفته شود. در اين صورت، ميتوان آنها را با ديگر گونهها يك جا نگه داشت هر چند در زمان توليدمثل، پرخاشگر هستند:
آنقوتها پرندگان پر طاقتي بوده و قادر به تحمل آب و هواي بسيار سرد ميباشند.
توليدمثل
بين دو جنس، پيوندهاي جفتي قوي تشكيل ميشود كه معمولاً براي تمام عمر برقرار ميماند. آنها عموماً در حفرههاي روي زمين و داخل شنها و بعضاً در شكاف صخرهها و در سوراخهاي داخل تنه درختان لانه ميسازند. لانه معمولاض به وسيله جنس ماده و از مواد گياهي در دسترس ساخته شده و با كرك آستر ميشود. بعضي مواقع، آنقوتها چندين كيلومتر دور از نزديكترين رودخانه يا درياچه به توليدمثل ميپردازند. پرنده ماده در داخل سوراخ، بين 6 تا 12 تخم سفيد صاف ميگذارد و روي آنها ميخوابد، جوجهها بعد از 28 الي 30 روز از تخم در ميآيند. هر دوي والدين از جوجهها مراقبت ميكنند. حدود 8 هفته طول ميكشد تا جوجهها پر در بياورند.
پرندگان جوان تا دو سالگي قادر به توليدمثل نيستند.

وضعيت بقا
اين گونه در معرض تهديد نبوده و در ليست قرمز IUCN قرار ندارد. هر چند كه جمعيت آن در محدوده جهاني در نواحي غربي كاهش يافته است. به هر حال، حفاظت از مناطق توليدمثل اين پرنده و جلوگيري از شكار آن ضروري است.
