
چرا تروفه؟ شكار تروفه به چه معناست؟ وشكار تروفه چگونه ميتواند به افزايش جمعيت يك گونه كمك كند؟ اينها و امثال اينها سوالهايي است كه دائماً از سوي برخي شكارچيان و دوستداران طبيعت مطرح ميشود. آيا شكار تروفه به حيواني اطلاق ميشود كه سالهايي از زندگي خود را سپري كرده و فرصت كافي براي ابراز وجود در ميان جمعيت و نسل خود را داشته است؟ و يا اينكه از نظر ميزان رشد شاخ، جمجمه و يا دندان، به حد مطلوب و يا فراتر از معمول رسيده باشد؟ و يا از نظر سني رو به كهولت باشد؟ و آيا شكارچي ورزشي ميداند كه با شكار و حذف اين حيوان مسن و يا پير، عرصه را براي جوانترها و ابراز وجودشان باز ميكند و به عبارتي جمعيت آن نسل را هرس ميكند؟ و اين ميراث طبيعي و شكوه خلقت را در موزه خصوصي و يا عمومي، ساليان سال حفظ ميكند؟
و امّا براي شكافتن اين موضوع و نگرش ديدگاههاي مختلف، بر آن شدم تا از برخي صاحب نظران در زمينه حياتوحش و شكار بپرسم: چرا تروفه؟
دكتر هدايتاله تاجبخش: تروفه به يك گونه ممتاز اطلاق ميگردد، هدف بر اين است كه شكارچيان تا آنجا كه بتوانند به دنبال شكار ممتاز، مسن و نر باشند و بدين ترتيب به حيوانات جوان و يا ماده لطمهاي وارد نشود. در واقع رواج شكار تروفه ميتواند به حفظ حياتوحش كمك كند، كه اين صحبت ما تنها نيست، بلكه نظر جهانيان است و كلوپهايي نظير C.I.C و Rowland ward، ساليان سال است كه به ثبت تروفهها مشغولند و ساليانه جلسههايي جهت فروش برخي تروفهها برگزار ميكنند، كه با قيمتهاي بالايي خريد و فروش ميشوند. بنده به عين ديدهام كه كشورهاي پيشرفته نظير آمريكا، از طريق ترويج شكار تروفه (تروفهبازي) چه خدمتي به حياتوحششان كردهاند. و حدود سالهاي 50-49 كه به ايران بازگشتم، با كمك افرادي همچون منوچهر رياحي، اسكندر فيروز، اماناله جهانباني، و... به تشويق و ترويج شكار تروفه پرداخته و در سال 1352 نمايشگاهي بزرگ كه از چندين هزار تروفه تشكيل شده بود بر پا كرديم.
مهندس افشين كرمي: برابر تعريف C.I.C، شكار به معني بهرهبرداري پايدار از حياتوحش است. كه اين تعريف مورد پذيرش مجامع زيستمحيطي نيز هست و در واقع شكار تروفه به شكار پيري اطلاق ميشود كه براساس اندازة شاخ و يا پوست و يا دندان ارزيابي ميشود و حتي به نظر برخي نيز عمل شكار تروفه مترادف با هرس جمعيت براي پويايي بهتر و جوان شدن جمعيت حياتوحش است، ليكن اين سوال مطرح ميگردد؛ با وضع فعلي، جمعيت حياتوحش كشور به حدي رسيده است كه بتوان تعدادي را هرس نمود؟ و آيا ميتوان تروفهاي با شاخص و معناي واقعي آن يافت يا خير؟ به نظر شما آيا ميتوان شخصي را كه قوچ البرزي و يا اوريال و يا كل با طول شاخ 60 و يا70 سانتيمتر زده است، شكارچي تروفه اطلاق كرد؟
لذا با توجه به روند كاهش جمعيت حياتوحش كه دلايل مختلف داشته (به نوبه خود جاي بحث دارد) آموزش شكارچيان به انجام شكار تروفه توسط كانونهاي شكارو نيز ورود بخش خصوصي علاقمند به حفظ طبيعت و حياتوحش به مشاركت در مديريت مناطق و استفاده از قرقهاي اختصاصي جهت امر شكار، موجب پايداري بيشتر جمعيت حياتوحش در ساير مناطق گشته و فعل شكار نيز تحت ضوابط خاص خودش فقط در قرقهاي اختصاصي صورت ميگيرد.
سرهنگ سيد بهزاد يوسفي: كلمه تروفه ريشه لاتين دارد و به معناي هديه، جايزه و اثري ماندگار كه نشانه افتخار است، تعبير ميشود. و به عبارتي به آنچه كه از يك حيوان باقي ميماند، مثل شاخ و پوست و جمجمه اطلاق ميگردد. و اين آثار زيبا و باشكوه را در معرض ديد عموم قرار ميدهند و ركوردگيري، ثبت و مسابقهها انجام ميشود، كه ممكن است جايزه نيز به آن تعلق گيرد كه همان نشان موفقيت و يادبودهاست. البته حقيقتاً شكار تروفه يكي از معدود ورزشهايي است كه چيزي بالاتر از فيلم و عكس از آن بهيادگار باقي ميماندو آن همان پوست، شاخ و يا جمجمههاست و هميشه بهعنوان يك شاخص محكم و مسجل جهت شركت در مسابقات، ماندني است. به نظر بنده، تروفه تنها به حيوان پير اطلاق نميگردد، زيرا ممكن است گاهي حيوان در سنين جواني به حد مطلوب و ممتاز رسيده باشد. اگر شكار تروفه طبق ضوابط آماري دقيق و كارشناسي و اصولي انجام شود، به مفهوم واقعي كلمه ميتواند هرس حياتوحش باشد.
دكتر اميرحسن مظهري: تروفه يعني تحفه؛ چيزي كمياب و نادر. تروفه؛ حيوان نر و پيري است كه به علت هوش، قدرت و تجربه توانسته خود را تا اين سن و سال حفظ كند و اين حيوان باهوش براي رسيدن به اين سن و سال، مسائل سختي را سپري كرده، پس شكار آن بسيار سختتر و هيجانانگيزتر است، زيرا شما با يك حيوان عادي روبرو نيستيد. علاوه بر اينها تبديل شدن يك حيوان به تروفه؛ ژن خوب، تغذيه مناسب، آرامش و مقدار زيادي شانس را ميطلبد. ضمن اينكه يك شكار تروفه ابهت بيشتري دارد و از نظر بقاء و ادامة نسل فايده چنداني ندارد و ممكن است كه باعث شودژنهاي سالم و جوان به باروري نرسند و در نهايت هم در گوشهاي از طبيعت از بين بروند. پس چه بهتر كه اين آثار طبيعي ملّي دچار زوال نشده و در موزههاي خصوصي و عمومي محفوظ بماند. ضمناً در صورت شكار تروفههاي ركورد در سطح جهاني، ميتوان قابليتهاي طبيعي كشور را به جهانيان معرفي كرد. بنا به دلايل فوق، شكار حيوان ماده و يا جوان، بنده را هيچ وقت به هيجان نياورده و شخصاً هميشه به دنبال شكار تروفه بودهام. به عبارت ديگر شكار تروفه مانند چيدن ميوههاي رسيده يك باغ است و تصديق ميكنيد كه اگر اين ميوهها را نچينيد، به زمين افتاده و ميگندد و زحمات باغبان و باغدار به هدر رفته، كه اين خود يك نوع كفران نعمت محسوب ميشود.
مهندس بهنام بلمكي: استحصال تجاري و تفرجي از حياتوحش يكي از موضوعات حساس و بحثانگيز روز است. اين كه شخصي شكار حيواني را از نظر اخلاقي مجاز بداند يا خير، بستگي به ديدگاه آن فرد نسبت به حيات دارد و ربطي به آنچه كه روي زمين ميگذرد، پيدا نميكند و امّا يك بحث منطقي و اخلاقي هم وجود دارد و آن اينكه شكار ورزشي در وهله اول بايد به گونهاي باشد كه بهرهبرداري به صورت پايدار تضمين گردد. در واقع حياتوحش محصولي است كه ميتوان هر ساله از آن برداشت نمود، بدون اينكه به توليد آن در آينده لطمهاي وارد شود. يك راهكار عملي براي نيل به اين مقصود تشويق شكارچي ورزشي به صيد تروفه است. حذف جانوري كه در واپسين سالهاي عمر است و در عين حال از ديد زيباشناختي انسان، به زيباترين حالت ممكنه و از لحاظ نقش و كاركردش در طبيعت به حداقل كارايي رسيده است، در واقع مصداق يك تير و دو نشان است. شكار تروفه به تحريك جمعيت براي توليد محصول و افزايش پويايي و سلامتي ميانجامد و از لحاظ مباني مديريت حياتوحش، بهترين گزينه جهت پيشنهاد به جامعه شكارچي است.
منبع : وبلاگ شکار در ایران
عکسی از یک تروفه ی زیبا :




بقیه عکسها را در ادمه ی مطلب مشاهده فرمائید
ادامه مطلب
قرقاوُل (Pheasant)
قرقاول پرندهای است که به خاطر داشتن دم بلند و راه رفتن باشکوهش از سایر ماکیان متمایز میشود. قرقاول یکی از عجیبترین پرندگان جهان است
. قرقاولها وابستگي زيادي به جنگلهاي و بوته زارها دارند آنها معمولا در جنگلها استراحت و در نقاط باز و كم درخت و كشتزار ها به تغذيه مي پردازند . جنس نرو ماده اين پرنده كاملا با هم تفاوت دارندو رنگ پر آنها برحسب زيرگونه جنس و سن تغيير مي كند . نرها ي بالغ پروبال رنگين و پر زرق و برق و دمي دراز تر و سر و گردن آنها به رنگ سبز تيره براق است . در قرقاولهاي ماده رنگ پرها نخودي تيره با لكه هاي قهوه اي زياد به رنگ محيط اطراف است كه باعث مي شود در دوران طولاني خوابيدن روي تخمها و زمان پرورش جوجه ها از ديد دشمنان پنهان بماند .در جنس نر سروگردن غالبا به قرقاولهاي نابالغ از لحاظ دم شبيه به كبك و داراي دمهاي كوتاه هستند و از اين لحاظ بايستي آنها را با كبكها حتي زماني كه همراه قرقاولهاي بالغ ديده ميشوند تشخيص داد .

قرقاولهاي نر صدايي شبيه به كور - كور دارند و غالبا به هنگام هيجان و تحريك سروصداي زيادي در زيستگاه خويش ايجاد و با بال زدنهاي متعدد و پرشهاي ناگهاني جلب نظر مي كنند . قرقاول پرندهاي بسيار تيز پرواز است و با حالتي خاص به هنگام نشست و برخاست توجه انسان را بخود جلب مي كند .


جمعیت قرقاول در منطقه ی ارسباران شدیدا رو به کاهش است . روزگاری این پرنده را می توانستیم در باغات و کشتزارهای کناره ی رود ارس ببینیم اما به رغم شکار های بی رویه و استفاده ی نا درست از کودهای شیمیایی ، هم اکنون چندان یافت نمیشود . هرچند که این پرنده در حمایت سازمان محیط زیست قرار دارد اما در طی ۱۸ سال گذشته تعداد آنها به شدت کاهش یافته است و این به دلیل عدم وجودزیستگاه و پناهگاه مناسب برای این پرنده ی زیباست . به طوری که از همان تعداد اندکی که در منطقه ی خداآفرین باقی مانده بود به دلیل ایجاد سد به آنسوی مرز مهاجرت کرده اند و تعدادی از این پرندگان به سبب نابودی زیستگاه خود به مناطقی از جنگلهای ارسباران پناه آورده اند که برای عموم غیر قابل دسترس اند ولی با این حال این پرنده در معرض خطر انقراض نسل قرار دارد .
در زیر بخشی از منطقه ی ارسباران را مشاهده می فرمائید که محل زیست و زاد وولد قرقاولهای منطقه است .

واژه شكار هميشه با نوعي ترديد 
در منطقي بودن فعاليتهاي آن و تاثير
منفي بر حيات وحش همراه
بوده است،امادر واقع جامعه
شكارچيان براي حفظ و احياي
گونههاي وحش بيش از هر
گروه ديگري دلنگران است.
واژه شكار هميشه با نوعي ترديد در منطقي بودن فعاليتهاي آن و تاثير منفي بر حيات وحش همراه بوده است؛اما حقيقت اين است كه برنامه هايي كه از طرف جامعه شكارچيان براي حفظ و احيا گونه هاي وحش طرح و اجرا مي شود توسط هيچ گروه و نهاد ديگري انجام نمي شود.
واژه شكار و شكارچي همواره با نوعي پارادوكس به ويژه در چند دهه اخير و پس از گسترش مباحث علمي زيست محيطي همراه بوده است. اين پارادوكس گاه بحدي بالا بوده كه بسياري از تشكلهاي زيست محيطي كه ادعاي حفاظت از محيط زيست و حيات وحش را داشته اند قد برافراشته و ساز مخالف نواخته اند.
آنچه در جهان امروز بر ساز و كار نگهباني از طبيعت و مواريث آن سايه افكنده و دولتها و مردم متعهد و مسئول را به خود مشغول و به تكاپو واداشته خطر بزرگي است كه آينده زيست كره زمين را تهديد ميكند و روزبه روز بر ابعاد فاجعه ميافزايد. به همين جهت و براي گريز از چنين فاجعه اي راههاي حفاظتي زيادي توسط كارشناسان مطرح و در حال اجرا شدن است؛ اما سامانهاي كه به تحركات حفاظتي در سطح بين المللي بينجامد و مورد پذيرش كارشناسان محيط زيست باشد، حفاظت توام با دستكاري اصلاحي است كه متاسفانه اين مقاله مختصر مجال بحث و واكاوي آن را ندارد. در اين ميان آنچه كه مشهود است جايگاه شكار در عموم اين برنامه هاست. شكار داراي مفهوم و جايگاه ويژهاي در اين برنامه حفاظتي است كه بنياد و نهادهاي بزرگي در سطح بين المللي كار قانونمند سازي و تعيين آن را به عهده دارند و هرچه مي گذرد زواياي تاريك و روشن آن آشكارتر و مفهومتر مي شود. اين در حالي است كه هنوز قشري از جامعه هر زمان نام شكار را مي شنوند ياد خونريزي و كشتار حيوانات مي افتند؛ امري كه به آن صورت سنتي منسوخ شده وديگر جايگاهي حتي در بين خود شكارچيان ندارد.
از اين منظر است كه پارادوكس عنوان شده در واژه شكار و شكارچي گري كه به لحاظ درك نادرست از مفهوم آن در حوزه حفاظتي اتفاق اقتاده و نه در ماهيت آن .باعث شده تا گروهي از خوانندگان سايت كه نمايندگي گروههاي زيست محيطي را در اختيار دارند همان ساز مخالف را بنوازند. دريكي از اين نامه ها كه ارسال شده آمارهايي از وضعيت بحراني محيط زيست و حيات كشورمان مطرح و به دنبال آن اين مبحث مطرح شده كه شكار تحت هر عنوان و گروه غير منطقي و غير موجه است. نگارنده اين نامه هرچند از دلسوزان اين مقوله بوده اما كمبود اطلاعات و عدم آگاهي از تغييرات بنياديني كه در اين مبحث به وجود آمده در نوشته ايشان مشهود است.در قسمتي از اين نامه آمده است:« به طوريكه اينجانب تحقيق كردم براي خارجياني كه وارد كشور مي شوند و خواهان شكار در مناطق مختلف هستند بدون محدوديت مجوز داده مي شود و براي شكارچيان داخل كشور بعد از اين كه منطقه اعلام ميدارد كه شكارچيان مي توانند به منطقه وارد شوند، شكارچي مي تواند بدون در نظر گرفتن شرايط شكار از نظر سن و پير و مريض بودن هر كدام را كه مايل باشد شكار كند كه اين شكار نه به خاطر گوشت حيوان و نه نياز افراد به امرار معاش از طريق شكار است، بلكه به خاطر اين است كه فقط يك انسان خود را ارضا كند و به خاطر استفاده از شاخ و سر و جثه تاكسيدرمي شده آن حيوان براي در معرض نمايش گذاشتن است».
در ادامه اين نامه آمده است:« منكر اين قضيه نيستيم كه شكار براي متعادل كردن حيات وحش يك منطقه لازم و سودمند است ولي تشخيص آن به عهده شكارچيان نيست بلكه اگر اين كار لازم باشد از عهده محيط بان منطقه برمي آيد»
هرچند دلسوزي اين گونه افراد جاي تامل و تفكر دارد اما اين دلسوزي نبايد همانند قصه فولكولور دوستي خاله خرسه ختم شود؛ به همين دليل براي اين دوست عزيز و تمام كساني كه در اين تفكرند آگاهي از مطلب زير ضروري به نظر مي رسد:
1-هيچ مجوزي بدون محدوديت براي شكارچيان داخلي و خارجي صادر نمي شود؛بلكه پس از در نظر گرفتن وضعيت منطقه و مطالعات كارشناسي شده در خصوص گونه مورد نظر اين مجوز صادر مي شود كه هم محدوديت زماني دارد و هم محدوديت تعداد.
2-هيچ شكارچي قانونمندي بدون در نظر گرفتن شرايط تروفه كه همانا از كار افتاده بودن و پير بودن شكار است آن را هدف نمي گيرد. هرچند به همراه هر شكارچي يك محيط بان حضور دارد و شكارچي حتي اگر بخواهد خلاف مقررات عمل كند نمي تواند؛ اما اگر از قوانين داخلي جامعه شكارچيان اطلاع داشته باشيد متوجه مي شويد كه هيچ كدام از آنها به حيوانات جوان و ماده ها كه شرط اصلي بقا در حيات وحش هستند تيراندازي نمي كنند.
3-به دليل رويارويي مستقيم و زندگي در طبيعت يكي از مهمترين مراجع تشخيص وضعيت گونه خود شكارچيان هستند. برنامه هاي حمايتي آنها با قرقهاي دسته جمعي براي جلوگيري از شكار، تهيه علوفه در فصول سرد در مناطق مختلف، حمايتهاي مالي و تجربي آنها در حفظ گونه هاي در معرض انقراض و حتي افزايش ديگر گونه ها مويد همين مطلب است.
4-طبق آمارهايي كه هر ازگاه از سوي مسئولان دولتي و غير دولتي در خصوص نقش شكار قانوني و تاثير آن در چرخه حيات وحش اعلام مي شود مبين اين مطلب است كه آنچه شكار را ازبين مي برد فعاليتهاي گسترده و غير قانوني است؛ نه شكاري كه هر سال فقط براي يكبار آنهم با سنجش دقيق شرايط محيط انجام مي شود.
5-در اين مقوله بسيار اتفاق افتاده كه شكارچيان پس از انتظارهاي طولاني مجوز گرفته اما به واسطه نبود حيوان مورد نظر از شكار ديگر پرهيز كرده و دست خالي باز گشتهاند. آمار شكار چيان خارجي كه چند سال پياپي به ايران آمده و هيچ حيواني را شكار نكرده اند گوياي تعهد آنها به حيات وحش و قانونهاي داخلي جامعه شكارچيان است.
6-شابد ظاهر شكار با خونريزي همراه است اما اين عمل نمي تواند قبيح باشد در غير اين صورت هيچ كس نبايد از گوشت گاو، گوسفند و يا هر موجود ديگري استفاده كند. اگر فعاليت شكارچيان با كشتن همراه است در عوض با افزايش گونه و نگهداري نيز همراه است. برنامه هايي كه براي ازدياد گونه هاي شكاري در مناطق مختلف توسط جامعه شكارچيان اجرا مي شود هر چند اين شائبه را به وجود مي آورد كه آنها براي داشتن گونه اين كار را انجام مي دهند اما در نهايت به حفظ و احيا حيات وحش منجر مي شود.
7-اصل شكار بر پايه تفريح يا خود ارضايي و تيراندازي نيست. محدود كردن شكار به اين تعاريف به هيچ وجه صحيح نيست بلكه نشان از كم اطلاعي نسبت به اين مبحث دارد.
طرح اين سوال كه آيا شكار براي بقاي گونه ها مضر است يا شكار براي بقاي گونه ضروري است نشان از ذكاوت دارد اما نحوه رسيدن به پاسخ اين سوال نياز به ذكاوت بيشتري دارد. درك نادرست و اصرار بر صحيح بودن آن نمي تواند راهگشاي مناسبي حتي براي اعتراض به ماهيت شكار باشد. اما اگر اصراري بر اين قضيه باشد اين حقیر آماده است تا با تشكيل جلسات كارشناسي با حضور مسئولان دولتي و غيردولتي ، شكارچيان و مدعيان ديگر در روشن شدن آن گام مثبتي بردارد.
بر گرفته از وبلاگ شکار در ایران

