تبليغاتX
شکار در ارسباران / قره داغ

 

ارسباران منطقه ای است پهناور با زیباییهای شگرف طبیعی و تاریخی غنی . ولی متاسفانه با وجود داشتن چنین امتیاز هایی از پیشرفت اجتماعی واقتصادی بهره ای نبرده است . در سال های قبل به دلیل افزایش دخالت انسان در محیط زیست این منطقه ، تعادل طبیعت  تا اندازه ای مختل شده بود که خوشبختانه آگاهی به ضرورت سلوک همگون زیست محیطی موجب تدوین و اجرای برنامه های حفاظتی در این منطقه شد . با وجود این ارسباران هنوز با تقلیل جمعیت حیات وحش روبه روست  و یکی از راه کارهایی که میتواند ضمن پایداری ورزش شکار از محیط طبیعی  وگونه های حیات وحش این منطقه محافظت کند ایجاد قرق های اختصاصی است . به موجب این قرق ها محیط زیست تنها کار نظرتی انجام می دهد وکار مدیریت و اجرا به عهده بخش خصوصی قرار می گیرد . به عنوان مثال : ((تد ترنر(Ted Terner) سرمايه‌دار مشهور آمريكايي كه خود يك شكارچي است، 48 ميليارد دلار براي حفظ حيات وحش آمريكا به حيات وحش اين كشور كمك كرده است. ترنر همچنين براي حفظ گونه‌هاي در معرض انقراض آمريكا اقداماتي انجام داده كه موفق هم شده است.))  و یا میتوان به حزب سبز آلمان اشاره کرد . ولی در حال حاضر وضعیت فرق می کند و فقط با افزایش جمعیت حیات وحش می توانیم به رشته ی اکو توریستی شکار بپردازیم .

 

حال به صنعت اکوتوریسم شکار می پردازیم :

 

شكارچيان بين‌المللي بيشترين ارز را به كشورهاي مقصد مي‌برند و كمترين تماس را با مردم برقرار مي‌كنند.
آژانس‌هاي ويژه ورود شكارچي در ايران تعدادشان از انگشتان دو دست تجاوز نمي‌كند. با اين حال رضايتي كه از كارشان دارند، بسيار بيش از آژانس‌هايي است كه دل خوش كرده‌اند به تورهاي خروجي آنتاليا، دبي و تايلند. سهميه اين آژانس‌ها را سازمان محيط‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ زيست برابر قوانين و مقررات متغيرش تعيين مي‌كند كه از 15 مهمان تجاوز نمي‌كند. آژانس‌هاي ورودي شكارچي از اين سهم ناچيز راضيند و گله‌اي ندارند. گر چه سازمان محيط ‌زيست ده برابر اين تعداد پروانه را به شكارچيان داخلي و با قيمتي بسيار كمتر واگذار مي‌كند.
در كشور آلمان سالانه بيش از 100 هزار پروانه گراز صادر مي‌شود و هر پروانه به نرخ 300 يورو كه سالانه عددي نجومي را حاصل مي‌كند و اين درآمد صرف نگهداري و پرورش گونه‌هاي شكاري مي‌‌شود. در كشور سوئد سالانه بيش از 150 هزار پروانه شكار" گوزن كاريبو" صادر مي‌شود. قيمت اين پروانه‌ها 500 دلار است. در دانمارك نيز پروانه گوزن به قيمت 650 دلار، سالانه براي بيش از صد هزار نفر صادر مي‌شود. اكنون در اروپا و كشورهاي توسعه يافته شكار ورزش اغلب اقشار اجتماع است. آنها براي توسعه اين شاخه از گردشگري، شكارهاي حيات‌وحش را در زيستگاه‌شان حمايت مي‌كنند تا جمعيت خوبي داشته باشد و سود فراوان را به جيب مردم محلي و دست‌اندركاران آن واريز كند.

شكارچي‌ها، آدم‌هاي ويژه‌اي هستند. آنها براي اينكه بتوانند كوه‌ها را بالا روند و صبح تا شب عرق بريزند و انتظار شكار تروفه (شكار نر پير كه جثه و شاخ بزرگ دارد) را بكشند، هزينه‌هاي عجيبي مي‌پردازند. طبق آمار رسمی پایگاه اطلاع رسانی اشتغال زایی حاصل از توریسم شکار بیش تر از اکوتوریست ها اعلام شده است. هر شکارچی همراه خود یازده شغل را فعال و۹ شغل را تولید می کند . آشپز ، کوله کش ، راهنما و... نمونه هایی از این شغلها هستند .


عاشق شكار ايراني


«فرانسيس آلرزمورفي» شكارچي مكزيكي‌الاصل است كه خود را شيفته شكارهاي ايراني مي‌نامد. «من عاشق گوسفندهاي وحشي‌ام. در ايران هشت گونه از اين گوسفندها موجود است و من براي زدن آنها باز به ايران آمدم.»
مورفي، براي سومين سال پياپي به ايران آمده است. دو سال گذشته نيز در فصل شكار به ايران آمد ولي شكاري از پا نينداخت.
«من شكاركش نيستم كه حتما از ديدن تا شدن زانوهاي حيوان زير هيكلش و جان كندنش لذت ببرم. اتفاقا اين صحنه سخت‌ترين لحظه براي شكارچي است. دوست دارم در محل سرتير بنشينم و حيوانات را تماشا كنم. تا اينكه يك تروفه نظرم را جلب كند. سال گذشته براي زدن قوچ اوريال به منطقه حيدري در حاشيه شهر نيشابور رفتم. ولي قوچ ركورد نيافتم.» او صاحب چند كارخانه اسلحه‌سازي در كشورهاي مكزيك، شيلي، آرژانتين و فيليپين است. بيش از 60 هزار كارمند دارد و براي هر سفر شكاري بيش از صد هزار دلار هزينه مي‌كند.
« شكار بخشي از يك سفر شكاري است. كوهنوردي، آشنايي با مردم روستاها و شب چادري از جاذبه‌هاي اين سفرهاست. ما شكارچيان براي بيزينس به بزرگ‌ترين شهرها سفر كرده و با مردم متمولشان حشر و نشر داشته‌ايم. زياد علاقه‌اي به گردش‌هاي شهري نداريم. معمولا ظرف يكي دو روز خريد سوغاتي را انجام مي‌دهيم. اگر وقت داشته باشيم به همراه راهنما به خيابان‌ها رفته و سوغات شهرهاي مختلف را تهيه مي‌كنم و در غير اين صورت از روي دفترچه راهنما سوغات را انتخاب كرده و آژانس طرف‌ قرارداد برايم تهيه مي‌كند.»

«كاميل جعفري» مديرعامل يكي از شركت‌هاي واردكننده شكارچي سال‌ها در عرصه سرويس‌دهي به گردشگران فعاليت مي‌كند. درباره ورود شكارچيان بين‌المللي مي‌گويد: «آنها جزو متمول‌ترين مردم دنيا هستند. براي سفرهاي شكاري هزينه زيادي مي‌كنند و در مقابل سرويس‌دهي خوب و خوش‌قولي را متوقعند. طي سال‌ها فعاليت در عرصه توريسم شكار، هنوز شكارچي نياورده‌ايم كه كمتر از 60 هزار دلار در ايران هزينه كند. آنها براي پروانه شكار 5 هزار دلار مي‌پردازند كه كم‌ترين رقم پرداختي‌شان است. به كوله‌كش، راهنماي محلي، راهنماي شكار، مترجم، آشپز و خدمه ديگر انعام قابل توجهي پرداخت مي‌كنند. سوغاتي‌هاي گران‌قيمت‌ مي‌خرند و مردم روستايي از حضورشان سودمند مي‌شوند، بدون اينكه ارتباط مستقيم با شكارچيان برقرار كنند.»

هزينه بيابان بيشتر از خيابان


ورود و حضور شكارچي‌ها در طبيعت هيچ واكنش منفي در جامعه ايجاد نمي‌كند. علاوه بر آن، هزينه‌هاي جاري يك سفر شكاري بسيار بيش از گردشگران شهري است.
«علي جعفري» مدير اجرايي شركت واردكننده شكارچي درباره هزينه شكارچيان مي‌گويد: «پيش از آنكه شكارچي به ايران وارد شود، برنامه‌ها را با او هماهنگ مي‌كنيم. پيش از ورود خود و اسلحه‌اش، مجوز شكارش را دريافت مي‌كنيم و معمولا اين مهمان‌ها راغبند در هتل‌هاي ويلايي و در اماكني خوش آب و هوا استراحت كنند تا در هتل‌هاي شلوغ محاصره شده در خيابان‌هاي پرازدحام. جز سوغاتي، كه اغلب صنايع دستي منحصر به فرد ايران است، 30 هزار دلار حداقل هزينه‌هايش را شامل مي‌شود. شكارچي‌ها به شدت علاقه‌مند به خوش‌گذراني‌اند و سير سفري پرهيجان را انتظار دارند. از اين‌رو راحت دست به جيب مي‌شوند و پول خرج مي‌كنند.
«اسكار تورنوئه» شكارچي رومانيايي ورزيده‌اي است كه براي شكار كشورهاي زيادي را زير پا گذشته است: «در كشور خودم - روماني – "كل‌هاي بي‌زور" تروفه خوبي وجود دارد. ورزش شكار در اين كشور از ارز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آوري خوبي بهره مي‌برد. چندين بار به آفريقا سفر كرده‌ام و به كشورهاي اقيانوسيه. ولي ايران و چين شكارهاي ديگري دارد كه آدم را از آن سوي دنيا مي‌كشاند به فلات ايران. ايران 8 گونه گوسفند وحشي دارد و چين 6 گونه. تنها مشكل كار نبود پروانه شكار در ايران است. پروانه در ايران محدوديت زيادي دارد و براي ديدن اين طبيعت رنگ به رنگ بايد سال‌ها پشت درهاي انتظار ماند. دو سال پيش براي سفر شكاري به كنيا رفتم و چيزي بيش از 50 هزار دلار هزينه كردم. آنجا فقط يك آنيتلوپ شكار كردم. چيزي كه تروفه نبود و فقط به خاطر اصرار راهنماي محلي كه نمي‌خواست من دست خالي از دشت بازگردم، هدف قرار دادم. ولي براي شكار قوچ‌هاي اوريال با ريش بلندو زيبا حاضرم دو برابر سفر اروپا هزينه كنم و از اينكه توانستم، سختون‌هاي ايران را ببينم و از زير پاهايم در كنم، بسيار خوشوقتم.»

 

شکار خرگوش وقرقاول در آلمان


 

از ديرباز كه بشر از زندگي شكارگري‌ رها شد و جامعه انساني بر پايه همگرايي را تشكيل داد، دو عده هميشه حاضر به يراق بودند تا شكارهاي كوه و دشت را از پا بيندازند و گوشتش را تناول كنند. پوست و شاخ حيوان نيز كاربردهاي ديگري داشت. ارباب‌ها و شاهان دسته اول بودند كه شكار، تفرجي دشوار را انجام مي‌دادند. شاهزاده‌ها و ارباب‌زاده‌ها وقتي پا به سن بلوغ مي‌گذاشتند براي اثبات مردانگي و گذر از دوره كودكي بايد شكار مي‌كردند. به اين ترتيب پدر و مادر خيالش راحت مي‌شد كه فرزندش در جدال با طبيعت سخت‌گير، پيروز شده است. دسته دوم مردمان محلي بودند كه حق دست‌اندازي به شكارگاه را نداشته و در حالي كه گرسنگي اندام‌شان را لاغر و رنگ‌شان را زرد و پريده مي‌كرد، بايد شكارهاي خوش خوراك را تماشا مي‌كردند تا ارباب‌زاده‌ها در فصل پاييز براي شكار بيايند و چيزي از لاشه حيوان بر جاي نگذارند.
اكنون قرن‌ها و سال‌هاي زيادي از آن دوران گذشته و بشر هنوز علاقه‌مند به شكارگري است. چه مي‌شود كرد؟ خواه ناخواه اين ورزش پرجدال، طرفداران و بلكه عاشقان زيادي دارد. از اين‌رو جوامعي كه زودتر از ديگران به تفكر و انديشه توسعه پايدار دست يافتند، سعي كردند به جاي مقابله با جمعيت شكارچي، آنان را هدايت كنند و جمعيت شكارشان را افزايش دهند. حالا سال‌هاست كه شكارچيان تنها به ركود مي‌انديشند و براي ثبت نام‌شان در اين مورد هزينه‌هاي هنگفتي مي‌كنند. با اين اوصاف ارباب‌زاده‌هاي قديم كه بورژوازي و فئودال‌هاي اخير ناميده مي‌شوند، نام شكارچي گرفتند و محلي‌هايي كه بابت شكار پولي پرداخت نمي‌كنند و آن را حق مسلم خويش مي‌دانند،‌مستحق نام شكار دزد شدند.

 

امیدوارم قره داغ در آینده مهمانپذیر شکار چیان خارجی باشد .

 

 

 

نوشته شده توسط امیر یوسفیان در چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 19:50 | لینک ثابت |